مرثیه ای برای تئاتر

مجید گیاه‌چی

نخست برای تماشای نمایش «برف سرخ» به‌کارگردانی شقایق فتحی و با بازی او و ابوالفضل حاج‌علی‌خانی به خانه‌ نمایش اداره‌ تئاتر رفتم. وضعیت ساختمان «اداره تئاتر» به‌خوبی حال و روز تئاتر امروز کشور را نشان می‌دهد و بهترین مصداق برای وضعیت فعلی اداره‌ی تئاتر کشور است. ساختمانی در کوچه‌ای فرعی و پرت که نه نمای مناسبی دارد و نه معماری خاصی و در عوض تا دلت بخواهد کثیف و نامرتب و رو به ویرانی است.

اگر فیلم یا عکس این ساختمان را بدون شرح، به هر ایرانی و به‌خصوص خارجی‌ای نشان بدهی و کاربری‌اش را بپرسی، هر حدسی ممکن است بزنند جز کاربری هنری. فقر و بی‌توجهی و حتی دهن‌کجی از سر و روی ساختمان می‌بارد. آیا حقیقتاً حق اداره‌ی تئاتر در ابرشهر تهران و به قول مسئولان محترممان پایتخت ام‌القرای مسلمانان جهان این است؟

«برف سرخ» چندمین نمایشی است که در  یک ماه اخیر دیده‌ام. از گروه‌های حرفه‌ای و افراد شناخته‌شده و باتجربه‌ تئاتر، فارغ‌التحصیلان و دانشجویان و ... . هر شب نزدیک به 100 گروه در تهران روی صحنه می‌روند - آماری در انتهای همین مطلب ارائه شده است - و در حالی‌که تئاتر به‌صورتی تحمیلی خودگردان شده، در خوش‌بینانه‌ترین حالت چیزی کمتر از 20% (یعنی کمتر از بیست گروه) موفق می‌شوند بیش از نیمی از صندلی‌های سالن اجرا را به‌فروش برسانند.

یعنی فروش بیش از 80% گروه‌ها کمتر از نصف ظرفیت سالن‌هاست و عمده‌ این 80 نمایش، فروش معدودی دارند تا جایی که معمولاً تعداد عوامل نمایش و سالن بیش از تعداد تماشاگران است و عموماً تعداد فروش بلیت و حاضران در سالن به‌معنای واقعی کلمه انگشت‌شمار است - و کم نیست نمایش‌هایی که در یک اجرا حتی یک قطعه بلیت نمی‌فروشند.

در این‌جا می‌خواهم با بررسی آن 20% نمایش‌های پرفروش، چشم‌اندازی از وضعیت آن 80% ارایه دهم - وضعیت تئاتر شهرستان‌ها که بماند!. فکر می‌کنید دستمزد بازیگران و دیگر عوامل درگیر در آن نمایش‌های پرفروش با تحصیلات لیسانس و فوق‌لیسانس و حتی دکترا از دانشگاه‌های معتبر کشور و گاه خارج کشور، چقدر است؟

علی‌رغم تمامی اعتراضات جامعه‌ کارگری و عدم رضایتشان، حداقل حقوق یک کارگر در سال 1396 چیزی حدود یک میلیون تومان در ماه تعیین شده است (929 هزار و 931 تومان)، بدون احتساب کمک‌هزینه‌ها و دیگر مزایا. هیچ می‌دانید که باز 90% از بازیگران و عوامل آن 20% نمایش‌های خوش‌شانس و پرفروش - حتی در حرفه‌ای‌ترین سالن‌های نمایش کشور، چون تالار وحدت یا سالن اصلی تئاتر شهر- حق‌الزحمه‌ای کمتر از حداقل دستمزد می‌گیرند؟ تازه از حق بیمه نیز برخوردار نیستند!!؟

دستمزد بازیگران شناخته‌شده‌ و معروف تئاتر آن هم در این نمایش‌های پرفروش در خوش‌بینانه‌ترین حالات ماهیانه 2 تا 5 میلیون تومان است و معدودی از سوپراستارهای سینما هستند که بین 5 تا 10 میلیون حق‌الزحمه می‌گیرند که معمولاً 10 تا 20% حق‌الزحمه‌ای است که در تلویزیون یا سینما دریافت می‌کنند.

وقتی که عمده دست‌اندرکاران تولید یک نمایش حتی در صورت فروش مناسب حق‌الزحمه‌ای کمتر از حداقل حقوق دریافت می‌کنند تکلیف آن عواملی که جزو آن 80% کم‌فروش هستند معلوم و مشخص است؛ چون نه تنها حق‌الزحمه‌ای دریافت نمی‌کنند که حتی متحمل هزینه‌های فراوانی می‌شوند!

ابوالفضل حاج‌علی‌خانی و شقایق فتحی را می‌شناسم هر دو لیسانس تئاتر دارند و ده سالی است که مستمراً بازی و فعالیت می‌کنند، بی‌وقفه و مداوم، خیلی هم بااستعداد و توانا هستند؛ حتی جوایز متعددی -هر یک بیش از ده‌ جایزه- در جشنواره‌های تئاتر دریافت کرده‌اند. چه کسی باید پاسخی به حاج‌علی‌خانی‌ها و فتحی‌ها بدهد؟ کجا باید فریاد بزنند و حقوق‌شان را از کی و کجا باید بخواهند؟

چند شغل می‌شناسید که چون کار در تئاتر در چنین وضعیت اسفناک و فاجعه‌باری باشد؟ این است معنای قدر دیدن و بر صدر نشستن!!؟ شهرداری و دولت‌ها -چه چپ و چه راست- مدت‌هاست به‌آهستگی و مرور ابتدا حمایت‌های خود را محدود و محدودتر کرده‌ و سپس نه تنها کمکی نکرده‌اند که به‌تدریج مبالغی هم مطالبه کرده‌اند و اکنون در دوره‌ای هستیم که مداوماً بر مبالغ مورددرخواست‌شان افزوده می‌شود.

آیا شهرداری و دولت وظیفه‌ای در قبال فرهنگ و هنر و فرهنگیان و هنرمندان ندارند؟ آیا می‌توان این‌چنین راحت یک طیف بزرگ از فرهنگ‌سازان کشور را به‌تمامی نادیده گرفت و به آنان اجحاف کرد؟ آیا وظیفه‌ی شهرداری و دولت آن نیست که از پدیدآورندگان آثار هنری حداقل حمایت‌ها را بکند به‌نحوی که لااقل‌ احساس امنیت نسبی بکنند؟ چه شد آن‌همه شعار و ادعا که می‌خواست در برابر تهاجم فرهنگی بیگانه و ابتذال ایستادگی کند؟ آیا کل گردش مالی تئاتر در تمام کشور در طول یک سال، به درصد کوچکی از بودجه‌ی تولید یک فیلم معمولی هالیوودی یا یک نمایش بزرگ برادوی می‌رسد!!؟

دوم از آن گذشته آیا ما در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت و در نگاه کلان دنباله‌رو و مقلد بخش تجاری و پول‌ساز فرهنگ و هنر غرب که هیچ، ماهواره‌ها و رسانه‌های فارسی‌زبان -تازه آن هم از نوع مبتذل‌شان- نیستیم؟ وقتی رسانه‌ی ملی ما با آن بودجه و اعتبار و اختیار بی‌حد و حصر، شبکه‌های فارسی‌زبان را رصد می‌کند تا با دیدن کوچکترین ایده و نحوه‌ی ارائه‌ای به‌تقلیدی مبتذل دست بزند، تمایل مدیران فرهنگی و هنریمان در موقعیت و با امکاناتی نازل‌تر روشن و پرواضح است.

آیا یکی از عمده‌ترین ریشه‌‌های تمام معضلات ما از معضلات سیاسی گرفته تا اجتماعی و اقتصادی و ... که گریبان هر خانواده‌ (به‌عنوان کوچک‌ترین هسته‌ی اجتماعی) را هم گرفته است، همین نزول فرهنگی نیست؟ چرا هیچ‌کس نگران فرهنگ جامعه نیست؟ چرا در جایی‌که ذره‌ای از دخالت مخرب و نظارت و سانسور دست برداشته‌ نشده، فرهنگ این‌چنین بی‌مهابا رها شده است؟

زمانی با خیالی متوهم و با هراس از روشنگری تئاتر، از طریق ایجاد انواع حذف‌ها و محدودیت‌ها تلاش می‌شد تا تئاتر را از محتوا خالی و دور کنند و اکنون با رها کردن غیرمسئولانه‌ فرآیندهای تولید تئاتر به حال خود -و نه فرآیندهای بازدارنده‌ نظارتی- به‌همان نتایج موردانتظار اولیه دست می‌یابند و هنرمندان را ناگزیر می‌کنند هر روز بیش از پیش پا پس بکشند و برای بقا و ماندن، ناگزیر به تنزل آثارشان در حد انتظار و توقع تماشاگرانی که قدرت خرید بلیت را دارند، بشوند.

بی‌هراس از آن‌که اضمحلال فرهنگ چه عواقب خطرناک و هراس‌انگیزی خواهد داشت که هم به‌عینه دیده‌ایم و می‌بینیم و هم بخش بزرگ این کوه زیر آب است و زمانی می‌رسد که تر و خشک و موجه و ناموجه را با هم ببرد و ویران کند‌. کسی باید جلوی این جنایت فاجعه‌بار را بگیرد.

بیش و پیش از همه از «خانه‌‌ تئاتر» توقع می‌رود کاری بکند. سال‌ها از تأسیس خانه می‌گذرد؛ اما این خانه علی‌رغم تمام تلاش‌های بی‌فرجام و کم فرجامش نتوانسته کوچکترین نقش و تاثیری بر فرآیندهای تئاتر بگذارد.این حرف دوستانی را خواهد رنجاند - هر چند روی سخنم بیش از آن‌که شخص یا اشخاصی باشد، کلیت جامعه‌ی تئاتر ماست-؛ اما این خانه تاکنون در بهترین و خوش‌بینانه‌ترین ارزیابی‌ها نقش سوپاپ اطمینان را بازی و نقش و جایگاه خواست صنفی را بی‌ثمر کرده و ابداً و مطلقاً در دفاع از حقوق صنف موفق نبوده است.

مفهوم فعالیت صنفی اعتراض مداوم و بی‌وقفه و جست‌وجو و یافتن هر روش‌ ممکن برای دفاع از حقوق صنف و احقاق آن است؛ در حالی‌که ما حتی نتوانسته‌ایم تا به‌امروز تئاتر را به‌عنوان یک شغل و پیشه و حرفه -که از معانی کلمه‌ صنف است- مطرح و تثبیت کنیم. آنچه بر تئاتر و تئاتری می‌گذرد بر هیچ (یا معدود) شغل و حرفه‌ای گذشته است؟ قلب و روح هر تئاتری به‌شدت آزرده و پردرد است. امیدوارم آنچنان‌که می‌گویند آه مظلوم ویرانگر باشد و بتواند طرحی نو دراندازد.

نگاهی به وضعیت گیشه‌ اجرای تئاتر تهران در یکی از روزهای آغازین هفته

در تنظیم این آمار معدود سالن‌های قرارگرفته و نمایش‌های اجراشده در سراهای محله، خانه‌های فرهنگ و فرهنگ‌سراها، هم‌چنین تمام آن‌چه به‌عنوان «تئاتر آزاد» شناخته می‌شود و همین‌طور جنگ‌ها و شوها و ... منظور نشده است.

تعداد کل نمایش‌های در حال اجرا: 87 نمایش

تعداد کل عوامل تولید نمایش‌ها (افرادی که نام‌شان در بروشور نمایش‌ها آمده، بدون احتساب عوامل سالن‌ها): 2230 نفر (متوسط 25 نفر برای تولید هر نمایش)

 با توجه به این‌که از 7 سالن و 12 اجرا اطلاعات دقیق و قابل‌اتکایی در دست نیست، دیگر آمار بر مبنای 75 نمایش ارایه می‌شود:

تعداد کل سالن‌ها: 47 سالن با ظرفیت 6596 صندلی

تعداد کل صندلی‌های عرضه‌شده برای فروش در یک روز: 9750 صندلی

تعداد کل صندلی‌های فروخته‌شده: 3273 صندلی (33%)

 تعداد نمایش‌هایی که کل ظرفیت‌شان به‌فروش رسیده: 7 نمایش (9.3%)

تعداد نمایش‌هایی که حتی یک قطعه بلیت نفروخته‌اند (نمایش‌هایی که یک، دو یا چند عدد بلیت فروخته‌اند را شامل نمی‌شود): 20 نمایش (26.6%)

متوسط قیمت بلیت 75 نمایش: 24.680 تومان

 از اینجا ارقام دقیق نیست و صرفاً برای مقایسه‌ای کلی ارائه شده است:

مجموع فروش روز بر مبنای متوسط قیمت: 81.825.000 تومان

حق‌السهم تقریبی گروه‌ها با کسر 50% تقریبی هزینه‌های تولید و حق‌السهم سالن: 40.912.500 تومان

حق‌السهم تقریبی هر نفر از عوامل درگیر در روز و ماه اجرا: 21.023 تومان در روز و 541.611 تومان در ماه اجرای نمایش

و با احتساب متوسط سه ماه درگیری هر فرد در تولید و اجرای هر نمایش (هر چند تمام دست‌اندرکاران سه ماه درگیر پروژه نیستند، اما اکثر قریب به اتفاق‌شان درگیرند):

180.537 تومان (حق‌السهم متوسط هر فرد در یک ماه)

و بالاخره آیا وقت آن نیست که تئاتر را به‌عنوان یک حرفه و شغل به‌رسمیت بشناسیم و از شهرداری‌ها و دولت و دیگر مراکز فراوان فرهنگی (از صدا و سیما گرفته تا حوزه‌‌ی هنری و کانون پرورش فکری، سازمان میراث فرهنگی، بسیج،  تمامی ارگان‌ها و سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها به‌خصوص وزارت‌خانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش عالی و ...) بخواهیم به‌جای دریافت بخشی از درآمد تئاتری‌ها، از هنرمندان تئاتر حمایت کنند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید